الشيخ البهائي العاملي

374

جامع عباسى ( با حواشي هشت فقيه واليمقام ) ( طبع جديد ) ( فارسى )

چهارم : طلب كردن قرض دهنده مال خود را از كسىكه قادر بردادن نباشد ، بلكه مىبايد كه با او مدارا كند . پنجم : طلب كردن او است مال خود را از كسى كه ملتجى به حرم كعبه شده باشد ، مگر آنكه در حرم قرض داده باشد . و بعضى از مجتهدين مدينهء طيّبه و مشاهده مشرّفه را نيز ملحق به كعبه ساخته‌اند . [ 1 ] « 1 » ششم : قرض گرفتن كسىكه قادر بر دادن آن نباشد . هفتم : نماز كردن قرض‌دار در اوّل وقت . [ 2 ] و امّا چهار امر سنّت : اوّل : قرض دادن . دوم : ظاهر ساختنِ قرض گيرنده مالدارى و مفلسىِ خود را برقرض دهنده . سوم [ 3 ] : وفا كردن به شرطى كه كرده باشند . چهارم آنكه : اگر هديه جهت قرض ، گيرنده بياورد با مال خود حساب كند « 2 » . و امّا چهار امر مكروه : اوّل : مال‌دار را قرض كردن بىضرورتى ، امّا اگر ضرورت باشد جايز است ، چه در

--> [ 1 ] اين قول خالى از قوّت نيست . ( نخجوانى ) [ 2 ] على الاحوط . ( تويسركانى ) * با مطالبهء ديّان و تمكّن از اداء و همچنين هر شغلى كه منافى فوريّت اداء باشد و مع ذلك هرگاه نماز كند يا غير آن از عبادات صحيح است هر چند معصيت كرده است در تأخير اداء دين كه واجب فورى است با مطالبه و تمكّن . ( دهكردى ، نخجوانى ، يزدى ) * اگر تمكّن از اداء دارد و قرض دهنده مطالب است على الاحوط . ( صدر ) [ 3 ] احوط وفاء كردن به شرطى است كه كرده است . ( تويسركانى ) ( 1 ) حلبى ، كافى : 331 . ( 2 ) عبارت در نسخه‌اى ديگر اين چنين است : اگر هديه جهت قرض دهنده بياورد مال خود حساب كند .